بوستان
حصه اول
بنام جهاندار جان آفرین = 1 = حکیم سخن در زبان آفرین
خدابند بخشنده و دستگیر = 2 = کریم خطابخش و پوزش پذیر
عزیزیکه هر کز درش سر بتافت =3 = بهر در که شد هیچ عزت نیافت
سر پادشاهان گردان فراز =4 = بدرگاه او بر زمین نیاز
نه گردان کشانرا بگیرد بفور = 5 = نه عزرآوران را براند بجور
وگر خشم گیرد بکردار زشت =6= چون بازآمدی ماجرا در نوشت
اگر باپدر جنگ جوید کسی =7= پدر بیگمان خشم گیرد بسی
وگر خویش راضی نباشد زخویش =8= چو بیگانگانش براند ز پیش
وگر خویش راضی نباشد زخویش =8= چو بیگانگانش براند ز پیش
وگر بنده چابک نیاید بکار =9= عزیزش ندارد خدابندگار
وگر بر رفیقان نباشد شفیق =10= بفرسنگ بگریزد از وی رفیق
وگر بر رفیقان نباشد شفیق =10= بفرسنگ بگریزد از وی رفیق
وگر ترک
خدمت کند لشکری =11= شود شاه لشکرکش ازوی بری
دو کونش یکی قطره در بحر علم =13=گنه بیند و پرده
پوشد به حلم
ولیکن
خداوند بالا و پست =12 = بعصیان دررزق بر
کس نه بست
ادیم زمین
سفرۀ عام اوست=14=چه دشمن برین خوان یغما چه دوست
This comment has been removed by the author.
ReplyDelete